| |
| شنبه 23 دی ماه سال 1385 |
|
چیزی می خواهد پشت مرا به زمین بزند چیزی که جنسش را نمی دانم! |
|
| |
| شنبه 23 دی ماه سال 1385 |
|
 |
|
| |
| شنبه 23 دی ماه سال 1385 |
|
زن جوان آلمانی وقتی توانست پس از دو سال رژیم ، 110 کیلو از وزنش را از بین ببرد و لاغر شود ، شوهرش او را طلاق داد. وی این روزها حرف و حدیث مردم آلمان شده چرا که شوهرش دوست نداشته او لاغر شود و در اعتراض به زیبایی جدیدش، او را طلاق داده است.
این زن جوان به روزنامه بیلد تسایتونگ گفت وزنش پیش از لاغر شدن 175 کیلو بوده و در حال حاضر توانسته وزن خود را به 65 کیلوگرم برساند. آخرین هدیه شوهر عصبانی به زن مذکور ، تکه شکلات بوده و به او گفته است: عزیزم تو چاق نبودی.
|
|
| |
| شنبه 23 دی ماه سال 1385 |
| گفتنیها کم نیست.. |
|
رستنیها کم نیست من و تو کم بودیم .
خشک و پژمرده تا روی زمین خم بودیم
گفتنیها کم نیست من و تو کم گفتیم
مثله هزیانهای دم مرگ از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم
دیدنیها کم نیست من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنیها کم نیست من و تو کم چیدیم
وقت گل دادنه عشق روی دار قالی ..
بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدم
خواندنیها کم نیست من و تو کم خواندیم
من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته وا ماندیم
من و تو کم بودیم
من و تو اما در میدانها اینک اندازه ما می خوانیم
ما به اندازه ما می بینیم
ما به اندازه ما میخوانیم
ما به اندازه ما می چینیم
ما به اندازه ما می گوییم
ما به اندازه ما می روییم
من و تو کم نه که باید شب بی رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم
من و تو خم نه در هم نه و کم هم نه که می باید با هم باشیم
من تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم
من و تو حق داریم که اندازه ما هم شده با هم باشیم ...و بس
|
|
| |
| شنبه 23 دی ماه سال 1385 |
| بی وفا!! |
رفتی وندیدی اشک هایم
عاشق شدی ونپرسید ی دردهایم
گفتی و نفهمیدی رنج های
گفتم دوستی خوب می مانم
ندانستم عشقی پاک را می رانم
|
|